X
تبلیغات
مردمان مسیله
وطنم دشتی
سلام

منم به نوبه خودم این مصیبت وارده رو به تمام مردم ایران و استان بوشهر بخصوص مردم دشتی وحادثه دیدگان شنبه درویشی و روستاهای اطراف  تسلیت میگم و برای شما سایر بازماندگان صبر جمیل اجر جزیل خواهانم

 

 

 

این شعرم تقدیم به زلزله زدگان دشتی


دشتی بخوان دوباره آواز "دشتی" ات را
بر گل نشسته بینی چون باز کشتی ات را
 
از شنبه و زکاکی ت آمد صدای گریه
چون ورزقان بدیدی نابود هستی ات را
 
"فایز"کجایی امروز بر حال زادگاهت
شرحی سرایی از غم، شعر دوبیتی ات را
 
ما را شریک غم دان ای هموطن چو روزی
دیدیم در اهر نیک ، بگشاده دستی ات را   
 
ایرانی از شمال و از غرب تا به شرقش
بر خیز تا نمایی زیبا سرشتی ات را
 
مادر اگر کشیدی بر سر سیاه ماتم
گر ریخت لرزه سقفت، دیوار خشتی ات را
 
غمگین مباش جانم ، ايران فدای اشکت
از خاطرت زداییم هر گونه سختی ات را
 
لرزد زمین چو در بم در ورزقان و بوشهر
بوسیم خاکت ایران، خاک بهشتی ات را
 
هر لرزه ای که آید یک نعمت است و فرصت
گوید امین چو بیند آباد آتی ات را

 

شاعر : امین حبیبی



برچسب‌ها: زلزده شنبه, زلزدگان درویشی, زلزله شنبه, زلزله دیدگان شنبه
دادبه
سلام


سال نو همه ی دوستان هم استانی های عزیز بخصوص مردم فرهنگ دوست دشتی مبارک باشه

شرمنده من دیر به دیر سر میزنم


یه اهنگ از استاد دادبه براتون میزارم تا با سبک و صدای این خواننده و نوازنده ی  بزرگ مسیله و دشتی بیشتر اشنا بشید


برای اشنایی بیشتر با استاد دادبه به این لینک   بیوگرافی  سر بزنید

                                                       

                                                                      

                             و برای دانلود آهنگ استاد دادبه اینجا کلیک کنید


برچسب‌ها: دادبه, دانلود اهنگ دادبه, زندگینامه بیوگرافی دادبه, غلامرضا دادبه
لغت نامه
سلام

اینم یه پست به سبک خالو گرگو ...

پس فکر بشی بینوم معنی ای لغات نایجوری تا بلکی خومم هیچی بلد هاکنم


کامرز ______  Kamarz


پرسه ______  parse


کلاوردک ____  Kelaverdak


ورار _______  verar


وبلاگ جدید استاد حسین عبدی هم بروز رسانی کرده مسیله عبدی سرزمین نیاکان من حتما سر بزنید



استاد حسن عبدی

کامرد: مرکب از کا یا کاکا و مرد که در اینجا جنس مرد و شوهر مورد نظر است نه مردانگی و صفت مردی با همین تلفظ و ترتیب همسر است که هم مرد خانم است و هم برادر آسا در حق او برادری تمام می کند.
پرسه: پرسه دو معنی دارد اول معنی معروف آن یللی تللی گشتن و بی هدف گشت و گذار کردن ذوم باقیمانده آرد است که چانه خمیر را به آن می آلایند و نان را به کمک وردنه می گسترانند و پرسه دان زنبیل کوچک است
کلاوردک= یا کلا بردک تعدادی کلوخ است که رویهم بر ورودی آشیانه سوسمار یا پمبیزک خودمان می چیدند و چون بیرون می آمد آن همه فرو می ریخت و ورودی را می بست و او را دنبال کرده و به قصد سرگرمی و یا در میان اعراب به قصد خوردن اورا صید می کردند. به کنایه بر سر کسی خراب شدنو یا همگی بر سر کسی ریختن را نیز کلا بردک گویند و این لغت مرکب است از کلا یا کل که تعدادی برد یا سنگ است که برهم می چینند و نشان مرز زمین است و بردک که برد سنگ می باشد
ورار= با خود درد دل و گفتگو کردن در بیداریست است و در مقابل آن پلارده هزیان است که در خواب برزبان رود من مجموعه قابل توجهی از لغات لهجه خودمان در دفتری تهیه دیده ام اما فرصت درج وچاپ نیافته است


برچسب‌ها: کامرز, پرسه, کلاوردک, ورار, گویش دشتی
اسامی دختران
سلام

پس از یک وقفه  دوباره بروز رسانی کردم امیدوارم خوشتون بیاد

قول این مطلب رو تقریبا 1331 روز قبل داده بودم الان عملی شده

 

فضه فضو آسیه آسو
شهربانو شهرو معصومه مصو
سکینه سکو-سکولو زینب زینو
مریم مرو شاهزاده شازو
انسیه-انیس انسو رباب رواوو
عاطفه عاطو ساره سارو
رقیه رکو شریفه شرو
مدینه مدو خدیجه خجو
راضیه راضو مرضیه مضو
افسانه افسو حمیده حمو
فرخنده فرو اشرف اشو


اسامی پسران رو در آرشیو در تاریخ 1388/2/7 میتویند بخونید 

اینم لینک  اسامی پسران

منتظر نظرات شما دوستان خوبم هستم


نظر استاد عبدی:

اسامیی که نوشته اید خالی از حاشیه نیست مثلا فوزو با فضو فرق می کند فزو فضو همان فضه است و فوزو فوزیه است معمولا حروف آخر اسم تخفیف داده می شود البته قاعده درستی نمی توان برایش تعریف کرد مثلا طناز را طنو می خوانند و اقلیما را اقلو و کیمیا را کیملو و....


سایر دوستان:

طاهره== طارو

بگم== بگو

پروانه،پروین،پریوش : پرو
صدیقه : صدو
صغرا : صغو
کبری : کبو
ماه بانو : مانو
مهین : مینو
شهین : شینو
کیمیا : کیمو


برچسب‌ها: سکولو, خجو, اسامی دختران باگویش دشتی, فرهنگ نام ها در گویش دشتی
دز هم دز های کدیم
سلام به دوستان عزیزم
ممنون از اینکه این همه به من و وبلاگم لطف دارید شرمنده همتون شدم.
 این پست عجله ی شد اگه نقصانی درش هست خودتون به بزرگواری خودتان ببخشید
 روزگاري دزدها هم با شرف بودند .....
 
گویند روزی دزدی در راهی، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود. آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند. او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟ گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا ،مال او را حفظ می کند و من دزد مال او هستم ، نه دزد دین. اگر آن را پس نمی دادم و عقیده صاحب آن مال، خللی می یافت ، آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است

 دز هم دز های کدیم

اشو میگو دزی  یکرو تو کد ره چمته ی اش واجوت

که توش یچیز گیرونی بی و دعایم هم تو لک سوزی

پیچوندی شی سنجاخ تو چمته اش وازتی

دزم کار کالیش نکه اش چمته واوه به صاوش اش وادا

بعد مردم اشو گو چطو ات چمته وایه صاوش؟

دز اش گو: صاو چمته اعتکاتش بی که با دعا دی چمته هیچ باکی اش نی خطری دی تهدیدش نمیکوند

و موهم اشتهایم بی چمته ی او دزی هاکنم نه اعتکادات او

اگه چمته ام نایدا عکیده ش  نسبت به دعا خدا پیمبر خراو وامی

اوسا مو دز اعتکاداتشم بهیم و ای نکار ایلین


چمته ــــــــــــــــــــــ  در اصل چنته بوده و به بقچه ، کوله پشتی  میشه گفت

لک سوزی ـــــــــــــــــــــــ پارچه سبز

وازتی ـــــــــــــــــــــــــــــــ چسپوندن الصاق کردن

کار کالیش نکه ـــــــــــــــــــ   در کارش کاهلی نکرد ، تنبلی نکردن

اعتکاتش ـــــــــــــــــــــــــــ اعتقادات، عقیده، نظر

اوسا ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ آن وقت


برچسب‌ها: چمته, واژگان محلی, واژگان محلی بوشهر, واژگان محلی دشتی, گویش دشتی
نتایـــــــــج نظــــــــــــــــر سنجـــــــــی
دروووود بر شمــــــــــا دوســــــــــــــتان عزیـــــــــز


اینم نتایج نظر سنجی کمتا از این غذا برتو خوشترن بارن سی افطارت؟؟

برای دیدن مقدار درصد ها روی لینک زیر کلیک کنید

روی این لینــــک کلیــک کــنید

درصـــــــــدها

نتیجه گیریش باشما دوستان؟


برچسب‌ها: گمنه زنده, کشکنه ماهی, اوموتو, خنکو, پلیل, او آرد, غذای محلی دشتی, غذای محلی بوشهر
المپیک با گویش
مواد المپیک با گویش


تیراندازی با کمباره ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تیرانداری با کمان

تیراندازی با اشکنجیل ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تیراندازی  تراپ

کشتیر کمرک ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کشتی

ملح ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ شنا

گو بازی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ فوتبال

پرخ چخ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پرتاب وزنه

پرخ منتیل ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پرتاب نیزه

گشت سه شلنگ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پرش سه گام

مُس و گُرمُس ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ بوکس

خَرمَسکی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ جودو

مواد دیگر رو شما بهش اضافه کنید


کمباره == رزین     


اشکنجیل == فلاخن ،قلاب سنگ قلماسنگ       


گو== مخفف گوی هست که قبلا با پارچه یا جوراب درست میکردند به معنی توپ

منتیل == دیلم




برچسب‌ها: واژگان محلی, واژگان محلی بوشهر, واژگان محلی دشتی, گویش دشتی, لهجه دشتی
نظرسنجی
سلام 

خالو تو نظرسنجی شرکت هاکو 

نظرسنجیم زیر ساعت وبلاگن اگر دیده نمیشه صفحه وبلاگ را رفرش یا ریلود کنید تا نظرسنجی بیاد

بعد یه مدت جوابشم میزارم تو وبلاگ


این پست موقتا ثابت هست نظرات خود را در پست قبلی بزارید


برچسب‌ها: واژگان محلی, واژگان محلی بوشهر, واژگان محلی دشتی, گویش دشتی, لهجه دشتی
کوروش گپو

اگر عاشق بودی....

روزی دختری نزد کوروش آمد و به اون گفت من عاشق تو هستم.

کوروش گفت لیاقت شما برادر من است که از من بسیار زیباتر

است و الان پشت سر شماست!

دختر برگشت و پشت سر خود را خالی دید.

کوروش به او گفت اگر عاشق بودی برنمی گشتی!...


اگه عاشک بهی...

یک رو موینه ی امت زچ شی خر کورش ویسا اش گو مو عاشک تو هسم

کوروش اش گو لیاکت شما کاکام هن که ونو <<او تو بلوریش دیارن >>  الانم پشت اندر شما ویسن

موینو پشت اندر وای اش دی جی خیا کلمپن کسی نبی

کوروش چش سرخکی اش کرد اش گو اگه عاشک بهی زور نایخوردی


موینه (MOYNE)= دختر

زچ ( ZECH)= در اینجا به معنی شق هست ولی به آدم لجوج هم میگن

پش اندر ( POSHT ANDAR)= پشت سر

پشت اندر وای ( POSHT ANDAR VAI)=یعنی برگشت -سرش برگرداند

زور نایخوردی( ZOR NAYKHORDI)= برنمی گشتی

او تو بلوریش دیارن ( OU TO BOLORISH DIYAREN)= اصطلاحی است که در مقابل جوانان زیبا بکار برده میشه،تازه جوان


برچسب‌ها: واژگان محلی, واژگان محلی بوشهر, واژگان محلی دشتی, گویش دشتی, لهجه دشتی
وبلاگ مردمان مسیله


وبلاگ مردمان مسیله 4 ساله شد



دروود بر  یاران همیشه همراه من که در این چند سال همیشه منو همراهی کردید و با نظراتتان باعث زیبایی

 و پویایی این وبلاگ شدید همچنین انگیزه ی بوده برای ادامه کار من

این وبلاگ من در تاریخ 87/4/1 ایجاد کردم (کری کردم) شاید بشه گفت اولین وبلاگ به گویش دشتیاتی بوده

و حالا خیلی خوشحالم که یکی سری دوستان وارد همین وادی شدند کمک حال ما هم بودند هر جا کمیت ما

 لنگ بوده همین دوستان راهنمایم میکردند یار یاور ما بودند و هستند

در این راه اقای حسن عبدی یکی از کسانی بودند که خیلی به من کمک کردند

و در ادامه نظراتی که برای اولین بار بعضی از دوستانم برام فرستادن قرار دادم

اولین نظری که بطور جدی در مورد وبلاگم دریافت کردم


کم گرسی از مطالبم در ادامه مطلب هن بشی سیل هاکنی


برچسب‌ها: وبلاگ مردمان مسیله دشتی, مسیله کاکی دشتی, گویش مردم دشتی, وبلاگ گویش دشتی, لهجه دشتی
ادامه مطلب
ضرب المثل های خومونی
سلام بر دوستان بهتر از جانم

این مطلب متاثر از برنامه شونشینی این شبهای صداوسیما هم هست

یه چنتا ضرب المثل گذاشتم چون من سر رشته ای از ادبیات فلکلور بوشهر ندارم به نوعی تو این زمینه بیسواد هستم  شما بزرگان که دستی بر آتش دارید هر جاش اشتباهی بود بهم بگید تا اصلاحش کنم






نه گلی کَه (کاه) وایکشت، نه بز خیش (خرمن) میکوند*

(ne goli kah vaykeshet، ne boz khish (kharman) mikond)

کاربرد : درجای که یک کار محال و نشدنی فرد  انجام دهد بکار می رود


جی خیا کلمپن

(jei khiya kolampen)

کاربرد : موقعی که شخص دیر به جای برسد یا  به هدفش نرسد بکار می رود


گنا بر گنا پناه بر خدا *

(gena bar gena penah bar khoda)

کاربرد : وقتی کار را به نا اهلش بسپارند تو این زمان باید از سرانجام کار ترسید به خدا پناه برد


چشت بوند دلت نوند

( cheshet bouound delet nouound )

کاربرد : زمانی که به شخص چیز ناچیز و مقدار کمی از هر چیز برسد

مثلا یه لقمه غذا بیشتر گیرش نیاد میگن درحدی که چشت بوهوند دلت نوهوند گیرت غذا اندن


                      توضیحات

* گویا هر دومورد رو بکار می برند هم خیش میگویند هم خرمن

 * گولی که (کاه) واکشت بز خیش هاکوند

    کاربرد آن در جایی است که شخص نمیتواند کاری را انجام میدهد و اصرار بر آن کار دارد

* و علاوه بر آن گدا بر گدا پناه بر خدا هم میگویندو کاربرد دارد




 واژگ______________________________ان


گلی = گربه

که = کاه

وایکشت = می کشد ،حمل می کند

خیش = شخم زدن با گاو اهن

جی = جای

خیا = گرمگ یا هندوانه

کلمپ = کلوخ

گنا= دیوانه

چشت = چشمات

بوهوند = ببیند

نوهوند = نبیند


دوستان اگه نکته ای ایرادی در ضرب المثلها است بگید  یا شما بگونه دیگر شنیدید 

بخصوص در ضرب المثل اول که اختلاف نظرم هست


برچسب‌ها: ضرب المثل در گویش دشتی, ضرب المثل های دشتی, ضرب المثل های خومونی, گویش دشتی, لهجه دشتی
صرف فعل 2

با سلام خدمت دوستان

این بارم با صرف دو تا از افعال رایج در گویش دشتی خذمت رسیدم امیدوارم خوشتون بیاد



 می گرخوم

 Mi  gerkhoum

 می سوزم

 می گرخیم

 Mi gerkhim

 می سوزیم

 می گرخی

 Mi gerkhi

 می سوزی

 می گرخهی

 Mi gerkh hy

 می سوزید

 می گرخت

 Mi gerkhet

 می سوزد

 می گرخن

 Mi gerkhan

 می سوزند



 می تنگوم

 Mi tenguom

 می پرم

 می تنگیم

 Mi tengim

 می پریم

 می تنگی

 Mi tengi

 می پری

 می تنگهی

 Mi teng hy

 می پرید

 می تنگت

 Mi tenget

 می پرد

 می تنگن

 Mi tengan

 می پرند


برچسب‌ها: واژگان محلی, واژگان محلی بوشهر, واژگان محلی دشتی, گویش دشتی, لهجه دشتی
سال نو

سلام



بهار یک نقطه دارد نقطه آغاز بهار زندگیتان بی انتها باد


سال نو مبارک




آهااااااااااای دزد
سلام

جدا نمی فهمم چه بگم !!!!!!!!!

این وبلاگ باز کنید بعد مطلب بخونید بعد بیاد نظرتون بگید

آهاااااااااااااااااای دزد


نوم خدا دیگه مطلب اش ناشتن که کپی برداری هاکوند از روز اول وبلاگ اش کپی کردن تا وقتی لس کردن

بنظرم سر دم مو  بهن تا مطلبی می ذاشتم او کپیش می کردن


برچسب‌ها: واژگان محلی, واژگان محلی بوشهر, واژگان محلی دشتی, گویش دشتی, لهجه دشتی
شمارش اعداد
سلام دوستان


شمارش اعداد در قدیم و تلفظ اعداد در قدیم مثل حال حاظر نبوده برام جالب بود چنین پستی رو بزارم

امیدوارم خوشتون بیاد



1_ یک ( YAK)

2

3_ سو ( SOO)

4

5

6_ شوش- ششت ( SHOSH_SHOSHT )

...

...

9 _ نا ( NA )

11_ یوزه ( YOZE )

12_ دوزه (DOZE )

13

14

15_ پومزه (POMZE )

16_ شمزه _شومزه (SHOMZE )

17_ هو ده ( HAV DAH )

18_ هژ ده ( HAJ DAH )

19_ نوژ ده ( NOJ DEH_ NOJ DAH )

20_ شد بیست (SHOD BIST )

21_ یک بیست ( YAK BIST)

22_ دو بیست  ( DO BIST )

23_ سو بیست ( SOO BIST )

....

30 _ شد سی ( SHOD SI )

و الا آخر...

و قبل از شمردن عدد 20- 30-40-50 و ... باید کلمه  (شد) آورده بشه

این سبک شمارش خیلی قدیمیه و اون شماره های رو هم که ننوشتم مثل حال حاظرشمارش و تلفظ می شده


برچسب‌ها: واژگان محلی, واژگان محلی بوشهر, واژگان محلی دشتی, گویش دشتی, لهجه دشتی
سری ششم واژگان

مدتی این مثنوی تاخییر شد

سلام

خوبید دوستان من  خیلی وقتن نیومدم نت مشکلاتم زیاد بود و هنوزم حل نشده

امیدوارم روزگار خوب خوشی را سپری کرده باشیدو زندگی به کامتون باشه

و امیدوارم به تمامی آمال و اهدفتان برسید


هر کدوم از واژها براتون جالب و غریب بود تو نظراتون بگید؟


تراکه دادن ( Terake dadn)              تشر زدنبیلینگ (Bilingh )                               بالا،بالین 
ابرهت  (Bbrahat )                         زشتتن تری  (Tan terye)                         بازیگوشی
موکیل (MokyL)                           بپا ، اجیرکترم (Kotrom)                      نابود شدن ، ازبین رفته
غییر واوه (GHiyr vave)                    بدوبجخ (Bejakh )                                  بدو
وعض کروپ (Vaz Korop )              پولدارزندک (Zandak )                                هوش حواس

برچسب‌ها: واژگان محلی, واژگان محلی بوشهر, واژگان محلی دشتی, گویش دشتی, لهجه دشتی
صرف فعل

سلام بر دوستان با وفایم امیدوارم روزگار بر وفق مرادتون بگذره باز ما آمدیم ولی بازم دیر کردم و شرمندگی و سر افکندگی رو با خودم  به همراه دارم .

اینبار با صرف چند فعل مختص مردم منطقه دشتی و بخصوص مردم بخش کاکی رو براتون اوردم  امیدوارم خوشتون بیاد.

اوم میت

Oum mit

می خواهم

اومو میت

Oumo mit

می خواهیم

ات میت

Et mit

می خواهی

اتو میت

Eto mit

می خواهید

اش میت

Esh mit

می خواهد

اشو میت

Esho mit

می خواهند

اوم ، ات ، اش ، اومو ، اتو و اشو از شناسه های فعل هستند که اول فعل قرار می گیرد

می جخوم

Mi  jekhuom

می دوم

می جخیم

Mi jekhim

می دویم

می جخی

Mi jekhi

می دوی

می جخهی

Mi jekhey

می دوید

می جخت

Mi jekhet

می دود

می جخهن

Mi jekhahan

می دوند

 

صرف فعل دشتیاتی کار سختی هست و زیادم افعالش قانونمند نیست تو  بعضی افعال فرق می کند.

جواب سوال کجی کچل
 با تشکر از استاد عزیزم که خود زحمت این کار رو کشیدن و واژه کجی کچل بطور کامل شرح داده ونیازی

به گفته های من نیست من در این حد هم نمی دانستم خالو گرگو هم درست جواب دادن ولی در گویش

انها میگن کاسی کچل

 با ارزوی موفقیت برای ایشان و دیگر دوستان

این اسم مرکب از کنجی و کچل است که کچل معروف و مشهور است کسی که براثر بیماری کچلی قسمتی یا تمام موهای سرش ریخته باشد و یا گاهی به تقدیر و طنز طاس رانیز کچل گویند . کنجی نیز اسم عام وتحریف یافته نام دانه ای روغنی است که کنجد گویند
آخوند ملاحسن کبگانی در وصف امیرمومنان می فرمایند:
به یک سنجد نسنجد کل عالم
به یک کنجد نگنجد بلکه اشیا
اما در ترکیب این دو اسم باهم به تشبیه نام پرنده ایست که سر و گردنی بدون پردارد و آن را کرکس گویند و به استعاره لاشخور و مردارخور نیزگفته اند و درلهجه دشتی گاه به دال معروف است. البته دالک یا دالک سلیمان نام پرنده ی خوش رنگ و تاجدار دیگری است که در زبان فارسی او را پوپک و هدهد گویند و آن متمایز از دال می باشد . برداشت نگارنده از نام دال همان دال و دلالت داشتن است . چرا که دیدن این پرنده در هرجا حکایت از وجود مردار در آن نزدیکی دارد و دال بر وجود مردار و لاشه مردار است. لذا من این نام نیز مصداقی استعاری می دانم.

کجی کچل
سلام بر دوستان قدیم وجدید خودم شرمنده همه ی شما هستم خیلی وقته وبلاگم به روز رسانی نکردم  امیدوارم این قصور مرا همه شما عزیزان ببخشید.

 


کُجی کچل (koji kechal)  این کلمه یعنی چه وهر چی ازش میدونید بگید؟

 یک واژیست که کلا منسوخ شده است کمتر کسی این واژه را بکار میبره

 

سری پنجم واژگان

 سلام بر دوستان گران مایه من که حتی در زمان که وبلاگم آپدیت نمی شد. من رو تنها نگذاشتن

و از لطفشون به من ذره ی هم کم نشد .

وشرمنده دوستانی هستم که امدن  کامنت گذاشتن ومن نتونستم جوابشون رو بدم شرمسارم عزیزان

نمی دونم چطور جبران کنم  این محبتتاتون

حتی روم نمیشه بهتون بگم ببخشید بخاطر این درنگی  که در آپدیت وبلاگم ایجاد شد.

 

 

بالاخره ما هم فارغ التحصیل شدیم. وبه جرگه بیکاران  پیوستیم  بدبختیا تازه داره شروع میشه

امیدوارم با دعایی شما دوستان عزیزم کاری پیدا کنم واز این بلا تکلیفی رهایی پیدا کنم .

وبلاگم آپدیت کردم امیدوارم خوشتون بیاد

اگه جای هم اشتباه نوشتم بهم بگید واگه اعضایی هم از قلم افتاده یاد آواری کنید بهم تا اضافه کنم

 

دوهو = Doho (دندان )

نشک = Neshk(دندان های نیش )

آرگ =Argh (لثه)

کول = Kol(کتف )

کورک پا = Korok pa(قوزک پا )

دار پا = Dare pa(ساق پا )

کچه = Kache(چونه)

کلک = Kelak(جونه)

رچ = Rach(کف پا )

خارکمر = Khar kemar(ستون فقرات )

گوری =Ghori (لوزه )

ملزی =  Molezi(زبان کوچک )

بلوری =Bolori (گلو )

محرابگه =Mehrabghah (پیشانی )

لنج = Lonj (لب )

گپ = Ghop(لپ ، گونه )

چل = Chol(زیربغل )

گما =Ghoma (دو طرف مثانه )

کولک = Kolk(مو )

گوردیک = Ghordik(

کویوک =Koyok (برجستگی پشت سر )

مول = Mol(پس گردن )

مرزنگ = Merzeng(مژه )

بورم = Borm(ابرو )

کنگ =Kangh (آرنج )

گلو =Golo

 گوردیک رو هر کس دقیقا میدونه بگه تا اونو بنویسم

برگردان داستان

سلام بر دوستان عزیز ایندفه هم دیر آپیدم فصل امتحاناتم داره شروع میشه

دعا کنید که من تو این امتحانات موفق بشم این ترم اخری تمام بشم بر گردیم بوشهر ـ کاکی

که تو این خراب شده پکیدم


مردي زير باران از دهكده كوچكي مي گذشت .

خانه اي ديد كه داشت مي سوخت و مردي را ديد كه وسط شعله ها در اتاق نشيمن نشسته بود .

مسافر فرياد زد : هي،خانه ات آتش گرفته است!

مرد جواب داد : ميدانم .

مسافر گفت:پس چرا بيرون نمي آيي؟

مرد گفت:آخر بيرون باران مي آيد . مادرم هميشه مي گفت اگر زير باران بروي ، سينه پهلو ميكني

زائوچي در مورد اين داستان مي گويد : خردمند كسي است كه وقتي مجبور شود بتواند موقعيتش را ترك کند .


پائولوكوئيلو


برگردان:

مردکی تو کد* بارو شیلیت شیلیت* هی تو کده ولات رد وامی وه خور* اش دی تا خونه تش گرتن*

چش چشی* اش که اش دی تا یکی زچ* اش گرتن تو کده مهوخونه چسن مردک اش واسا و خار خور* کرده

همیطور هویس* چره* این ادم اش میا بپر صحرا واوه تا نگرخسی* نک نمیونی خونت تش گرتن

چه خضوی تو سرتن* صاو خونه هم اش گو:کور که نیسم چش دراندم می یوند*

مسافر اش گو :خا بپر صحرا واوه تا بریش* ناوسی  نه

مردک اش گو: نک نمیونی چه بارونی در گرتن دیم* هم اش گوتن هر گی* بارو هن صحرا وام

 که موچ* بارت* وامیت

زائوچي: در مورد ای داستان کو می گوت:آکل* کسی هن که وختی مجبور وامی

 اش بشاهیت* موکیتش تغییر هایت

پائولوكوئيلو

پائولو کولیلو هن یا پائولو گتو


معنی کلمات:

کد: وسط شیلیت=خیس
وه خور=ناگهان تش گرتن=آتش گرفته
هرگی=هروقت زچ=شق راست (ایستادن،نشستن)
چش چشی:کنایه از دقیق شدن دیم=مادرم
بشاهیت =بتونه هویس=پیاپی،پیوسته
چره=فریاد،بانگ زدن خار خور=با عصبانیت فریاد زدن
بریش=بریان نگرخسی=جرزیدن
موچ=سرماخوردگی بارت=سرایت کردن

ناوسی= نشدی آکل=عاقل
نک=مگر چسن=نشسته
تش گرتن=آتش گرفتن وامه=نشو

چه خضوی تو سرتن= به ادم بد شانس میگن کنایه از بد شانسی شومی هست

چش دراندم می یوند= کنایه  از اگاهی فرد از وضعیت هست  وخود شاهد اوضاع احوال  هست

 

""بازم از دوستان عزیز خواهشمندم که مرا از نظرات سازنده خودشون در راه پیشرفت این وبلاگ وکمک

 به زنده نگهداشتن فرهنگ دشتی می کند دریغ نکنند""

سوگند

سلام

با عرض پوزش از دیر آپیدنم

تو منطقه خودمون متاسفانه بر سر ناچیز ترین چیزا ها هم خیلی راحت قسم می خورند و هر کیم

به پیر (( امام زاده )) ولات خودش که بهش اعتقاد داره قسم می خوره و این قسم ها به طور خاص هست

ولی بعضی از این قسم ها عمومیت داره که اکثر مردم استان بوشهر بکار می برند

سوگند:

به ای ( این) مغرب قسم

به ای (این) قبله قسم

به ای (این) نور چراغ قسم

به ای (این) نعمت خدا قسم( بیشتر هنگامی که سر سفره هستند می گن)

به ای (این) شب عزیز قسم ( شب های مهم مثلا شب های ماه رمضان)

به جدم قسم ( مخصوص سادات هست)

به جده ات فاطمه زهرا قسم ( به سادات چنین گویند)

به ریش باپیرم قسم

به قبر باپیرم قسم

ارواح قبر آغام

به ای گنبد سفیدو قسم( گنبد مقبره حاج سید محمد امین)

به سی جزم (جزو) کلام الله قسم

به سیدالشهداء قسم

بینی بین الله

عندالله و عندالرسول

حضرت عباسی (عواسی)

به بند کمرم قسم (بند منظور همان شالی هست که به دور کمر می بندند)

کت کور واوم اگه درو هاکنوم (چشمام کور بشه اگه دروغ بگم)

صبح نکشوم  اگه درو هاکنوم (اگه دروغ گفتم تا صبح بمیرم)

و از تمام عزیزان هم اگه موردی رو یاد دارند بگن تا به این متن اضافه کنم

سری چهارم واژگان
سلام بر عزیزان

شرمندگی ما دائمی شده به بزرگواری خودتان ببخشید که نمی تونم سریع آپ دیت کنم

احتمال میدم یکی از این واژگان رو خیلی از شما ها نشنیده باشید همون واژه اولی رو میگم(هورتن)

چون بطور کلی منسوخ شده و من تا بحال از کسی نشنیدم به کار ببره بجز هر از چند گاهی خودم میگم

 

هورتن=Horaten=فروختن لِس*=Les=شل ول
لهم=Lahm=شل،اوفتاده چرمولوسک=Charmolosk=چرب چیله
جمز=Jemez=در عوض خل خچک=Khel Kechak=سروصدا
کنگ=Kangh=آرنج کناروُ=Kenaruo=توالیت
**آمخته=Amokhte=عادت کردن ماسو=Maso=کشک
مولوم***=Molom=آرام و ملایم میشوم=Myshom=خسیس
مچکی=Mocheki=عصا موچیم=Mochim=من چه می دانم
گیاولک=Gia Volak=چار دست پا راه رفتن امیل=Emil=دلال

 * لِس = همین واژه را بصورت لَس(  Las) هم بکار می برند ولی با یه تغییر معنای کوچک

مثال: فلانی آدم لِسی هن یعنی:فلانی ادم شل ولی هست

یا میگن از بس راه رفتوم لَس کردوم یعنی:از بس راه رفتم خسته شدم(شل کردم)

** آمخته = این واژه بصورت آخمته هم بکار می رود به معنی عادت کردن هست

*** مولوم= این واژه تغیر یافته واژه ملایم هست و در مقابل باد به کار برده میشه

مثلا:اومرو مولوم بادی از شمال پاودهن  (امروز باد ملایمی از جانب شمال داره می وزه یا( پا گرفته)

 

اين نظر و اطلاعات رو هم ازاستاد برجسته خودم يعني مهندس حسن عبدي داده و من به اين پست افزودم

اميدوارم كه مورد استفاده همگان واقع بشه و شما هم ما رو از نظرات خوب و سازنده تان  محروم نسازيد

و براي پيشرفت اين وبلاگ به نظرات ارزشمند شما هم نياز دارم 


با تشكر فراوان از استاد گرانمايه خودم 

::معنی لغوی این واژگان::

مچکی: 1- چوبدستی است که شخص فالج یا آسیب دیده و پای شکسته به زیر بغل گیرد و به کمک آن راه 

رود2 - حیوان نر را تحریص کردن تا بر حیوان ماده براند و جفت گیری کند یاسگ و انواع آن را تحریص به دنبال 

کردن و حمله به انسان یا موجود دیگر کنند

لحم: همان گوشت عرب است که کنایتا فرد فالج را نیز لحم گویند

کنارآو: کنار آب لفظیست مادبانه برای مستراح و دستشویی

میشوم : بد یمن بد قدم نامبارک لغتی عربی است مشئمه در مقابل میمنه .

عمیل: واداشته کارگذار . فروشنده جزئ که برای فروشنده بزرگتر معامله کند. لغت عربیست

چرمولوسک:نوعی مارمولک که در دمای بسیار زیاد ماسه زار به زیر ماسه های داغ می خزد. و پوستی بسیار 

براق و لغزنده دارد آنچه لغزنده و سریدنی باشد.

هورهتن :فروختن مانند سوهتن که سوختن است در لهجه لری بسیاری از حروف خا به حا قلب می شود مانند 

حونه که خونه یا خانه است حالو که خال و خالو می باشد و به نظر می آید این لغت تحریف لغت فروختن باشد 

تا لغتی منفرد و مجزا

خرافه ها

با عرض سلام به تمامی همه استانی های عزیزمبخصوص مردم با صفا وبا مرام دشتی

این دفعه هم با یکی سری خرافه که مردم منطقه دشتی در گذشته به انها اعتقاد داشتن

براتون نوشتم


* واز کردن دهن کیچی رو هل هر کی نشونه ی ای هن که شر بدبختی میت طرفش

** تکون دادن کلیل تو دس باعث جر جنگ وامیت

*** هر گی کسی چشم درد اش هن. بوید شیر زنی که نوزاد دوحت اش هن تو چشش هاکونن

تا چشش خوب واهیت

**** اگه بزی هم چشش درد هاکوند بوید کمی اُوُ ( Ooh) تو گوپت هاکونی بعد بریزی تو چشش

ای باعث وامیت چشش دردش خوب واهیت

***** اگه یکی چسن و یکی همیطور دورش زور وآخورد میگن نخوهن بد یمنن


بازکردن دهن قیچی به طرف هر کس نشانه روی آوردن شر بسوی ان شخص است

** تکان دادن کلید در دست خود باعث بروز دعوا است

*** هر گاه کسی به چشم درد مبتلا شود اگر شیر زنی  را که نوزاد دختر دارد در چشم خود کند

چشم درد او برطرف می شود

**** اگر بز هم دچار چشم درد بشود یه مقدار آب تو لوپ خود باید بکنی بعد بریزی تو چشمش

این باعث میشه چشم درد او خوب بشه

***** اگر شخصی نشسته و شخصه دیگری دور او بچرخد میگن بد یمن هست


 

واز=(Vaz) باز                                              رو هل= (Ro Hele) رو بطرفه

کلیل=(Kelil) کلید                                        بوید=(Boyad) باید

گوپ =(Gop) لوپ                                                         چسن=(Chesen) نشسته

زور وآخورد =(Zor Vakhord) بچرخه                                   نخوهن=(Nekhohen) خوب نیست

تش بگیری واپیچی
آهنگ بسیار زیبا از آقای رضا شیرکانی به نام تش بگیری واپیچی ،که در برنامه Next Persia Star اجرا شده که شعر  هم از آقای محمد بیابانی در سال 1342 سروده شده است امیدوارم خوشتون بیاد.

                                                         دانلود

                                                    تش بگیری واپیچی

راهنمای دانلود

برای دانلود پایین صفحه بر روی کلمه click here کلیک کنید تا اهنگ دانلود شود

گیارا (گارا)
سلام به گرمی خورنگ به هم استانی های عزیزم بخصوص مردم خونگرم دشتی

این مطلبم رو گفتم سریع بزارم که تا چند روز دیگه امتحانات پایان ترمم شروع میشه وقت نمی کنم

یه رسم زیبا وجالب  در منطقه مون بوده والان هم متاسفانه کمتر می بینیم .

گیارا (Giyara) یا گارا (Gara) هست که بصورت گروهی صورت می گرفت وبر مبنای کمک ویاری

رساندن به همنوعان خود بود.

 شخصی ،از مردم، منطقه شون یا محله شون و یا روستاشون تقاضا می کرد که او را در امری کمک کنند

  واین امر بیشتر در مورد کاشت محصول  گندم یا برداشت آن و یا در اندود خانه ویا حفر چاه بود.

برای این کار، گروهی از مردم اعلام آمادگی می کردند و به کمک او می رفتند واین کار ممکن بود

در یک روز هم تمام نشود ودر چند ورز پیاپی ویا متناوب به او کمک می کردند.

 واین کار که مردم انجام می دادند بدون مزد بود و فی سبیل الله کار می کردند.

و رسم ادب و عرف منطقه این بود درخواست کننده گیارا در عوض این کار انها رو به شام یا نهاری

دعوت بکند ویا شام نهار رو همانجا سر کار به انها بدهد.

.واین ولیمه، او باید می داد و به این راحتی از گردن او ساقط نمی شد

 

مراسم بیت خوانی

این دفعه با یه مطلب شاد شنگول براتون دارم که همه از اون خاطره خوش دارند  مراسم بیت خوانی

در عروسی ها و نحوه خواندن آن، بیت خوانی فقط مخصوص عروسی ها نیست در دیگر مجالس که جشن

  بوده می خواندن مثلا در ختنه کنون (ختنه سوران) هم می خواندن ولی بیشتر در مجالس عروسی رسم  بود

 بستگان عروس یا داماد این ابیات رو میخونه و در بعضی هم مواقع دو نفری در جواب هم می خواندن

 وبعد از پایان هر بیت زنان کل* می دادند تا اینکه بیت بعدی خوانده بشه

من چند بیت رای برای شاهد مثال می اورم و در پست هایکی از ی بعدی هم از این بیت ها می زارم

 

این بیت در زمانی که حجله می بندن می خوانند

ما که رفتیم باغ و باغون*، بشکنیم صد گُرز* تر

                                                       گرز سبز، حجله ببنیدیم،تا بریزه خوش زر

                                    ********************

این بیت در زمانی که داماد می رفته رودخانه حمام کنه

رود* جونی { رو *} در اومه،یک قبوی سبزی برش

                                                 زیر سبزش یک قلمکار، جون به قربون سرش

                                     ********************

زمانی که میخواهند عروس ببرن

اومدیم گل ببریم، گل سفید پنبه را

                                  مونس دل نِنِش، این شبچراغ حجله را

                           *******************

زمانی که داماد پسر یکی یه دونه خونه باشه

 رود جونیم یک یه دونه، صاحب صد خونه بی

                                          شب به کوچه عاشقون، روز به مکتب خونه بی

هر چی دارم سی تو دارم تو عزیز خونه می

                                          قد بالات گل بریزم ،گوهر یک دونه می

                               ********************

زمانی که داماد یتیم باشه

رود جونیم بی پدر بی ـ پشتی زد بالشت زر

                                            یا علی کنگش* بگیرین ـتا بگیره جی پدر

                              *********************

رود جونیم جونمی تو ـجون به میل جونمی

                                        چشم راس زور بازو مغز استخونمی


 باغون =Bagon=باغبان

 گُرز =Gorz= چوب  چوب نخل (پیش نخل) که در قدیم برای تزیین حجله از ان استفاده می کردند

رود =Rod= یعنی عزیزم

روُ =Roo= رودخانه

کَنگِش =Kangesh= بغل آرنج

 کِل =Kel= صدای هست که زنان با زدن زبان بر سقف دهانشان بوجود می آید

صدای تو این مایه ها کیللیلیلیلیلی

متفرقه

سلام بر عزیزان دل بازم ببخشید !!!!!

این دفعه یه مطلب جدید دارم براتون شاید به بعضی از اونا اعتقاد داشته باشید ویا شنیده باشید

شایدم بعضی از انها خرافه باشه  یا حالت نیمه خرافه ای داشته باشه ولی برام خیلی جالب بود

 براتون بنویسم واقعا جالب وقشنگ هست

 

۱  هرگاه مرغ خانگی مثل خروس بخواند یا بقول خودمان( بونگ هایت) نشان از بد یمنی هست وباید اونو کشت

 ۲ دستان خود را از پشت سر حلقه زدن بد شگون هست وبدبختی می آورد

 ۳  کشتن پرستو گناه است

۴  لیسیدن ته ظرف غذا با زبان و انگشتان دست بعد از صرف غذا ثواب زیاد داره

۵  اگر در خانه همسایه ناخن های دست پا گرفته شود بسیار بد شگون هست وباعث قطع شدن رفت آمد

 از خانه همسایه می شود

 

***********************************************************************

همین جملات با گویش خودمان

 

۱ هر گی مرخ خومنی شروع هاکون  وه بونگ ده مثل خروس ای نشونه ای خوبی نی وه بویت کاردش هایی

 ۲ دسات ای پشت اندری تو هم چفت هاکونی مثل پیرمردها  ای هم نشونه خوبی نشونه فخیری بدبختی هن

 ۳ کشتن پیلیسور گناه شن

 ۴ ای بون درفی که توش چاس شوم میخوری ایل والیسی که بر دلت هایت وه هی پینجه توش بکشی

تا بگی ثواب شن

 ۵ ای خونه همسایه ی تو رفتی وه هونخی ناخونات دس پات بگری ای هم نحس هن باعث وامیت که

اندو رفت ات با همسایه ات کهط واهیت

 

امیدوارم از این پست هم خوشتون بیاد منتظر نظراتتون هستم خیلی های دیگه هم بلدم ولی در دفعات بعد می نویسم

 

موفق باشید هم استانی های عزیز

سری سوم واژگان قدیمی

شیته(Shite) سوت با دهن

فیک فیکو(Fik fiko) سوت داور
بَرچ(Barch) درخشندگی آرگ(Arge) لثه
ناچاک(Nachak) مریض گُوپ(Gop) لوپ ،گونه
جار(Jar) اندازه، مناسب جُمول(Jomol) دو قلو
نِهیر(Nehir) برابر کویوک(Koyok) برامدگی پشت سر
کِنا(Kena) بغل روشک(Roshk) موخوره
سو(Soo) نسل خنخُلوک(Khankholok) قلقلک
گشتوک(Gashtok) دوره گرد لَمتی(Lamti) تنبل
چٍتی(Cheti) بلیط مِزی(Mezi) کمک
ساوون(Saovn) حدود مرز سُردُبورد(Sordobord) سایش کردن

 

سلام عزیزان من

امید وارم از این مطلبی که گذاشتم خوشتان آمده باشد به بزرگواری خودتون ببخشید

 که نمی تونم زیاد سر بزنم ولی از الان سعی میکنم بیشتر بیام ودر مورد ارشد هم تغییر موضع 

 داده ام بخاطر یک سری دلایل نمی تونم برای ارشد بخونم  یکی از این دلایل اول باید یه شغل

پیدا کنم  بعد برم دنبال ارشد وغیره ذالک... و از این پس اکثر مواقع در خدمت تون هستم 

با ارزویی روز های خوش برای شما

 

توضیح : برای نهیر یه مثال بیارم بد نیست که بدانید من خودم این جور برداشت کردم

شاید گفته مهندس عبدی صحیح تر باشد  مثلا میگن این گوسفند  با اون گوسفند نهیر یَِک هستند

من معنی کردم برابر ولی احتمالا به معنی نرخ باشد یعنی نرخ هر دو گوسفند یکی هست

 ومیشه همه به نوعی هر دو رو قبول کرد اصل بر برابر بودن هست و در ظاهر سخن بر نرخ هست

و در مورد واژه ( جار ) مثالا میگن این شلوار جار مو نی ای کفش کو جار پای مو نی

به معنی اندازه و سایز  یا به معنی مناسب هم می تواند  باشد

بدرقه ماه رمضان

سلام

 یه چیزی رو می خوام یادتون بیارم شاید خیلی ها این کار رو دیگه نمی کنند یادشون رفته 

بدرفه ماه رمضان رفتن این شاید بطور کلی منسوخ شده باشد ولی در قدیم رسم بود

 که اون شبی که روز بعدش عید فطر بوده سحر بلند می شدن و یه چیز مختصری بعنوان

 سحری می خوردن ودعا می کردن که خداوند حیات بده تا سال بعد هم ماه رمضان روزه بگیرند

واین یه رسم بوده در قدیم که سحر بلند بشن وماه رمضان رو بدرقه کنند که متاسفانه دیگه این

 رسم تا حدود زیادی منسوخ شده است

 

 

 

نیمه برات
نیمه برات بر تمامی مسلمانان مبارک باد

 

بخصوص مردم متدین منطقه دشتی

ضرب المثل
سلام به تمامی دوستان که تواین مدت واقعا منو شرمنده کرده بوداند

ببخشید این دفعه دیگه خیلی  طول کشید  مشغول خواندن کتابم هستم انشالله برای

کارشناسی ارشدببخشید به بزرگواری خودتان

  چون خیلی از دوستان خواسته بودند چنتا ضرب المثل بنویسم من هم خواسته ای

 انها رو اجابت کردم

 

۱-((فلانی آرد پاک تو خورش نی)) به شخص دغل باز واشخاص خبیث وبدطینت می گوییند

۲-((آدم بوا مرده خو وایشیت ولی ادم کوم گشنه خو نمی شیت)) منظور  اینه که تاثیر گرسنگی

بیشتر از اندوه از دست دادن پدر هست

۳-((به بونه کوش میشیت تو حوش)) منظور کسی که چیزی  رو بهانه می کند تا به منظورش برسد

۴-((کاردش بزنی توپ خوینی ازش نمیت)) به شخص بی نهایت عصبانی وخشمگین می گوییند

۵-((چار چارک یک من)) منظور یعنی فرقی نکرده بازهم همان شد

۶-((او شیری نه مال خرن))به کسی میگویند که از طبقه ای پایین به مقامی بالا میرسدکه

شایسته ای او نیست

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

خوره(khore) کیسه های بزرگ که با موی بز درست می کردند

خو وایشیت(khoe vaishit ) خوابش میبره مقابل ان( خو نایشیت )هست که یعنی خوابش نمیبره

بونه(bone) بهانه

کوش(kosh) کفش

توپ( tope) قطره ای

خوینی(khoini) خونی

چارک(chark ) ربع یک چهارم

 شیری(shiri ) شیرین

نام پلشتی ها درگویش
سلام به تمامی دوست دارن فرهنگ منطقه دشتی

امروز می خواهم در مورد نام های حیوانات در گویش محلی بگم  هرچند سخته و من خودم

خیلی از این حیوانات رو ،نام فارسیشون رو نمی دانم در اصل معادل این حیوانات رو نمی دانم

وهر کس می داند بهم کمک کنه تا به این لیست اضافه کنم 

دالک سلیمون=Dalak Selimon هدهد پلیسور*=Pilisor پرستو
میگ=Mige ملخ گزیم=Gozim عقرب
بوجیک=Bojik گنجشک گنز=Gonz زنبور
موشک=Moshek موش تویم=Toyum سوسک
کوروک=Korvak قورباغه کلبوک=Kalbokمارمولک
پمبزک=Pambezak سوسمار مِلو=Melo میمون
کومتر=Komtar کبوتر گولی=Goli گربه
نخنگ=Nekhang مرغ نابالغ دیگون=Digon مرغ بالغ
لوک=Lok شتر نر اُشتر=Oshtor شتر ماده
کرمجی=Kormeji بچه شتر عنکهوت=Ankehotعنکبوت
گیول=Geyul الاغ نر نیرومند ورزا=Varza گاو نر نیرومند
جنگه=Jonge گاو نر نابالغ کوه=Koveh قوچ گوسفند نر
اولا=Ola عقاب بحری=Bahri قرقی
ریمیز=Rimiz موریانه پرپروک=Parperokپروانه
خویگرک=Khoy Gerak عقرب کاذب

کوگ= koge کبک

دی بارو=Deybaro کفشدوزک بوتول=Botol خذوک
اسب شیطون=Asbe Shiton آخوندک چرخ=Charkh چرغ

بدوار=Bodvar دلیجه توره=Tore شغال 

چلی= Cheli آبچلیک سوزلشک=Sozeleshk سبزقبا

معادل اسامی این حیوانات  رو هر کی می داند بهم بگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بزبزوک    کلاخ چیرو        گسه     پیوم      چغول یا چخول      گیاچو      پندو       دمیل 

مامپیرو                موروک       ارده خوار         خر کش           گنزلولو            سگ تره  

     

نقل قول از مهندس عبدی: تیشتر بز ماده ایست که هنوز عزب است و بچه ای نیاورده است

و گسه بز ماده ایست که چند شکم بچه آورده است. شیشک مقابل گسه در گوسفند است. 

 البته در اسامی ماهیهای رودخانه نیز اصطلاح گسه داریم

بعضی هاشو می دانم ولی قطعی نمی دانم

* بعضی به آن پیلیسوک هم می گویند

* دندله=Dandele هزار پا

ترجمه ضرب المثل های خارجی با لهجه
ببخشید که من نمی تونم مطالبم رو به روز کنم و همیشه خیلی طول میکشه تا وبلاگم به روز

 بشه شما به بزرگواری خودتون ببخشید

  

 آدم خوشبخت رو در رود نیل بیندازید در حالی که یک ماهی دردهان دارد از آن بیرون خواهد آمد.     (ضرب المثل مصری)

ایم خوشبخت ای تو رو نیل اش بورنی* می یونی* که مینی* تو کپشن* صحرا* اُو  وامیت

 زنی سعادتمند است كه مطيع " شوهر" باشد. ( ضرب المثل يونانی )

زنی، زندگی بِر دلش* میت که گپ تو گپ شیش* نارت*

زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند در كلبه ی خرابه هم زندگی می كنند. ( ضرب المثل آلمانی)

زن وشی اگه بِرش* یکده اشو بِشت تو کپرم وارمبه* ای هم بشن زنده ی میکنن

دختر عاقل ، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح می دهد. ( ضرب المثل ايتاليايی)

دوحت آکل* جهون فخیر رو وه پیرمرد وعض کُروپ* ترجیح میت

زن و گاو را از شهر خودت انتخاب كن. (.ضرب المثل ایتالیایی)

زن وُه گیا *رو از ولات خوت انتخاب هاکو

 گر نمی توانی خانه را بسازی سنگ بنا را کار نگذار. (ضرب المثل روسی)

ایت* نمی شاند* خونه بسازی ضایعش* کار مکو

 افتادن در گل لای ننگ نیست ننگ در این است که همانجا بمانید. (ضرب المثل آلمانی)

تو شل اوشل* بُفتی ننگ نی ننگ ایهن که همونجا وامرخی*

بُورنِی(Borni)=بیندازی می یونِی(Miyoni)=می بینی
مِی(Mey )=ماهی کِپِشِن(Kepeshen)=دهانش
روُ(roh)=رودخانه بِردلش(Ber delesh)=باب طبعش
شیش(Shish)=شوهرش نارِت(Naret)=نیاورد
برش(Beresh)=احساس تنفر داشتن وارُمبِه(Varombehe)=خراب شده
آکِل(Akel)=عاقل کُروپ(Korop)=مرفه پولدار
گیا(Giya)=گاو وامَرخی(Vamarkhi)ماندن در جایی
نِمی شاند(Nemishand)=نمی تونه ضایع(Zayeh)=سنگ بنا
شل اوشل(Shel oshal)=زمین گل آلود اِیت(Eyt)=اگر

اسامی پسران
سلام بر شما سروران عزیز گرامی این پست جدید که می خواهم بزارم شاید برای خیلی از 

 شماجالب باشه و در دو سری مطالب شو می نویسم این مطلب رو این اولین سری آن

هست. شاید بعضی هاتون هم چرا اسم ما رو خراب کردی ولی من سعی کردم آن چیزی

 که تو عرف جامعه مون هست رو بنویسم

 مجید مِجیو=مِجی اصغر اَغو
مندنی مُندو قاسم کاسو
عبدالله عَولا  فتح الله  فِتو
مرتضی مورضو=مورضا محمید میمِدو
جبار جَوار اسماعیل اِسمیل
جعفر جافر حبیب حِبو
محمد حسین مَحسینو عبداالعلی عَوللی
مجتبی مُجتو=مُشتو یدالله یِدوه

فضل الله فَضلو محمد منو=مَح
مظفر مُتفر ابراهیم بُرو=بِریمو
عبدالرضا اَورضا ابولحسن

اُوُلو

احمد اَحه اسلام سلامو
ابوذر اِبو عبدالکریم اَلکریم
مِهدی مِهی مَهدی

مَهی

 

این نکته هم رو بهتون بگم که اکثر اسم های که با غلام شروع می شوند مثل غلامحسن

غلامحسین غلامرضا وغیره... تبدیل می شوند به (خُلو   غُلو   خُولی) واسامی هم که با

«عبد» شروع می شوند هم تبدیل به «عبدو ،عبدی» می شوند مثلا عبدالحسن

عبدالحسین . . . و یا هم به« اَلسن، اَلسین» مابقی اسم های رو  هم که من ننوشته ام

 آخر آن ها یه ( واو ) اضافه کنید مثل« مختار،حسن ،حسین»  که تبدیل می شوند به 

« مختارو، حسنو،حسینو»

سری دوم واژگان قدیمی
لَهوز (Lahvoz) نحیف ضعیف                           وَهجه (Vahje)عطسه

پلیس (Pilis)مقدار  کم                               نِکوت (Nekot) مقدار خیلی کم

گِشت موت (Geshto Mot) ورجه وُرجه کردن          بِدس(Bedas) وجب

  جُور ( Jore) توانایی                                   مِرخ(Merakh) زوربازو،قدرت

شِلی شِلی (Sheli Sheli)لنگ لنگان            شیته(Shite) با دهن سوت زدن

 کوم لور (Kom lor) شکمو                        کِرنجال (Kerenjal) گلاویز شدن

زیتَک (Zeitak) مات مبهوت شدن                     کویک (Koik) جیغ زدن

هواموچ (Hova moch)سرما خوردگی 

سوهَرو (Sovahro)بیماری سرخک

 

شر در
یکی از خرافات منطقه که در زمان های خیلی دور بوده واین خیلی برم جالب بود گفتم این مطلب

رو بزارم  خالی از لطف نیست شاید خیلی هم از شما چنین چیزی رو نشنیده باشید

این خرافه در شب اول ماه ربیع الاول صورت می گرفت که یک چوب رو اتش می زدند با یک شعر مخصوص

 واون تویه تمامی  خونه ها می گردونداند. ومتن این شعر این بود.

شر در

شیطون در

قضا در

بلا در

این شعر رو می خونداند تو یه خونه می گردونداند

این کار رو خونه ای انجام می داد که بچه شون تویه ماه صفر به دنیا نیومده باشه این کار رو می کرد

اگه یکی از این بچه هاش تویه ماه صفر به دنیا اومده بود به روشی دیگر شیطان رو از خونه ها بیرون

می کردند که بدین صورت انجام می دادند که یه قلیان رو می گرفتند وتوی اون یه سکه می نداختند

وبعد اونو بیرون از خونه می بردند و می شکستند

وفلسفه این کار رو بیرون کردن شیطان از خانه می دونستند. و بقول خودشان با این کار خانه را از بلا ها

و بدی ها در امان می دارد . ولی این خرافه دیگر از رواج اوفتاده است

شر در == یعنی شر و بدی دور باد  شر از خونه برو بیرون معنی دقیق تر این هست


برچسب‌ها: شر در, شیطون در, قضا در, بلا در, خرافه های دشتی, مردمان مسیله
معذرت
سلام به تمامی دوستان و همشهری های بهتر از جانم

ببخشید که من زیاد نمی آم که وبلاگم رو آپ کنم از تمامی کسانی که به وبلاگم سر زده اند

ممنونم امیدوارم که همه از این سبک وبلاگ من خوششون اومده باشه نظرات شما مایه دل گرمی من

هست .و واقعا از این همه که به من لطف داشت اید سپاس گزارم  امیدوارم که بتوان جبران کنم

با مطالبی که توی وبلاگم می نویسم وبتوانم نظر شما رو به خودم جلب کنم

 در پناه خدواند منان موفق و پیروز باشید

 

ولات
سلام به تمامی مردم دشتی  ببخشید که من دورا دور وبلاگم رو آپ می کنم مشکلات زندگی

نمی زاره ببخشید دیگه من بیشتر از این نمی تونم شهری بنویسم من فقط لهجه خودم رو دوست

دارم

حیف حیف حیف حیف صد حیف که مو الان تو ولات خومو نیسوم دیر ولات خوت هم بشی ای هم

 

سی خوش یه خار کوری هن مو که اینجا مال دیر ولات که هسوم پتک دل واوسوم نفسوم اندن چنگ

 

دماخوم نمی فهموم چه هاکنوم الان ای تو ولاتمو بهم می شتوم مسیله یه کمی تو علفا می گشتوم

 

میشتوم طلوه(televe) شیرمیشو  خلیلو ترشوک وه ای هم گیرم ممت سپنج اوم میخو تا وختی که

 

کوموم بوگوت تهک(tahak) اوسا هم یه گونی توله اوم جمع میکه اوم مو خونه ای ماهام اینا تا سیم

 

او توله هاکوند او توله هم ای خوشن دی خوشتر ای که تو مجمع (majmae )هونن وه هی لپ(lap )

 

هاکونی بخوری تا وختی که شی لیت(liyat)ات پاودارن(pavedaran) اوسا شاید دلم سو هایت اوسا هم

 

همونجا خونی باپیرم جاجلوم ول ماهام بورنوم (bornom) بگرم هوختم  تا سوینی(sovini)گه پاوم

 

کادی (kadi) بانو گرمی که ات پر کرد ایت دلش کاکل یه کمی هم تماته وه پیا اوسام می روند(mi rond)

 سی خونمو ای خوشن

 

 اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

واژگان این متن

خارکوری(kharkori)=دررنج عذاب بودن                      پتک دل(petek del)=حوصله نداشتن خسته شدن

طلوه=دنبال                                                                  دلم سو هایت=به دلم بچسپه                 

مجمع= سینی بزرگ                                                       لپ هاکونی=چنگ بزنی

 پاویارن=بلند کردن                                                          تهک=ترکیدن

جاجلوم(javojolom)=رخت خوابم                                      سوینی گه =صبح زود

کاهی =لقمه بزرگ                                                         بورنوم=بیندازم

می روند=حرکت می کردم                                               بانو=نان محلی

کاکل(kakol) شیرمیشو(shir misho)خلیلو(khelilo) سپنج(sepenj) ترشوک(torshok)=نوعی ازعلف های

 خودرو  منطقه هست که در اکثر مناطق بوشهر یافت می شوند و به صورت خام خورده می شوند

 

توله(tole) =نوعی علف هست که این روباید بپزی و اون وقت می خورند

سری اول واژه های قدیمی
 

 سری اول واژه های قدیمی و کم کاربرد  رو که به نظر خودم کاربرد انچنانی ندارند در لهجه دشتیاتی

متاسفانه دور افتاده شده اند وزیاد به کار نمی برند از دید خودم رو تو این وبلاگ می نویسم اگر شما 

هم در این امر به من کمک کنید ممنون می شوم واین راه را من ادامه خواهم داد وهراز چند گاهی این

واژه ها رو برای یاد آوری می آورم 

 هی لنگا (hilanga)=آویزان                                                شیلیت (shilit)= خیس شدن

کو کو کردن(ko ko kardan)=جستجو کردن                                 کلک (kelak) = چانه

غمبوندن (ghambondan)=پر کردن از چیزی          پندرسا آوردن(pendarsa avardan) = دس دس کردن

لجمار (lejmar)= آدم ضعیف ولاغر(مردنی)                     لیت ملنگ ( lit meleng )= لخت وعریان 

 سورد (sord)=هوای سرد همراه با مه                          تی زوهو(ti zoho) = لکنت زبان 

غوچ(ghoche)= چاق وفربه                                        خر بالک کردن(kher balak) = سرک کشی  

 

 

گرگو در کاکی

گورگو در کاکی


دو تا پاشهِ تو یِه لِنگه‌ی نَعلینم (دَمپُئی) کرد وی که بُیَد مَنه بیَری زیارتِ قَورِ
 
 
 سَی مَحد آمین، کار خیلی داشتم تیم تنباکو اُماده کردیم که بکُالُم ولی
 
 
 سی ایکه خَُم همَ دِلُم میخواس بَرم زیارت قَورِایی بزرگوار، مقاومت نِکرِدُم و
 
 
قولِش دادُم، گفتم شَهرو هرَ چی داری اُماده کُو که جمعه میریم کاکی،
 

ادامه مطلب
گله گمنه
با عرض سلام خدمت تمامی مردی بوشهر بخصوص مردم  با فرهنگ وهنرمند منطقه دشتی

بریم سر وقت لهجه ای خودمان

یه کمی گله گمنه هم از فرهنگ سرای ارشاد کاکی ها کنیم هم بد نی مو نمی فهموم چطو

ای فرهنگ سرای کاکی چطو هیچ کاری  سی ای بوچی جوحونو نمی کوند مو که یه عمر هن تو

کاکی خوتسوم گاهی که موم نشتن (نشنیده ام) که بگن امشو یه فرشو شب شعر هن .

یا یکش دل شو نندن که یه علامیه ای چاپ ها کنند که بگن ما فلان شو شب شعر هن .

یا مسابقه ای داستان نویسی مقاله نویسی  هم هسن فقط همون جا چسن دولت هم یچی بکهی

(به اندازه ای)که گشنی نمرگن اشو میت  مو که دلوم خوین از دست ای فرهنگ سرای کاکی

موخا خدا خوش فرجی حاصل هاکوند وه یکی دیگه بیاد مسول فرهنگ سرای کاکی واهیت شاید

دوارتی ری وه یت. ولی موچیم

نگاهی به روستای مسیله

 مسیله

 

در مغرب شهر کاکی روستاهایی به نام مسیله قرار داشته که هر روستایش نام خاصی داشته است: مسیله کشوری، مسیله بهمنی، مسیله فخری، مسیله کُلو، مسیله عبدی، مسیله زارقنبری و ... . این روستاها تا سال 1365 تقریبا دارای سکنه بود که بر اثر سیل عظیمی که در این سال اتفاق افتاد تمام روستاها به زیر سیل رفت و مردمان سخت کوش آن به ...


ادامه مطلب
سلام
این وبلاگ رو من در روز اخر امتحاناتم یعنی در روز یکم تیرماه ۸۷ساختم امید وارم که از این وبلاگ دیدن

کنید واز اون خوشتون بیاد. من این فقط به خاطر همشهری هایم ساختم امید وارم که راضی باشند.

۹۰درصد مطالب اون هم با لهجه وزبان دشتیاتی می نویسم  دوست دارم دیگر بچه منطقه دشتی

برای  پربارترکردن این  وبلاگ به من کمک کنند واز نظرات سازنده خود دریغ نکنند

 با اروزی موفقیت برای تمامی مردم بوشهر وبخصوص منطقه دشتی

                                            

 

                                                         کوچیک شما مجید.س اینم سایت خودم